خانه رسول اكرم (ص) وعلي (ع)
رسول اكرم (ص) در خانه اي ساده وبدون پيرايه زندگي نمود وچون به سوي حق شتافت خشتي بر خشت ننهاده بود حضرت علي (ع) در حالي دنيا را طلاق داد كه اموال زيادي از بلاد اسلامي به سويش سرازير مي شد ، ولي همه را ميا ن مردم تقسيم مي كرد سفيان ثوري مي گويد: علي (ع) نه آجري بر آجر نهاد ونه چوبي روي چوبي ؛ حتي حاضر نگرديد به كاخ سفيد كوفه وارد شود. فقيران را بر خود ترجيح داد وآنها را در آن مكان مستقر ساخت.گاهي اوقات شمشيرش را مي فروخت تا عبا وطعام خويش را تهيه كند
از اصبغ بن نباته روايت شده است كه چون علي (ع) به كوفه آمد ، به او عرض كردند ،كدامين كاخ را براي سكونتت در نظر بگيريم؟
فرمود : مرا در كاخ بومان (مكان شوم وكاخ فساد) منزل ندهيد .پس به سراي جعده بن هبيره مخزومي (پسر خواهر ام هاني دختر ابوطالب) وارد شد
چون آن حضرت به كوفه آمد ،بر در مسجد پياده شد ودر اين مكان نماز گزارد. سپس به ديوار تكيه داد ومردم پيرامونش نشستند.چون خستگي از او برطرف گرديد عرض كردند: در كدام قصر منزل مينمايي؟
فرمود: مرا در كاخ خبال(كاخ فساد) منزل ندهيد
ابن جوزي از سويدين غفله نقل مي كند كه ، روزي خدمت حضرت علي(ع) رسيدم ، ديدم در خانه ايشان غير از حصيري كهنه كه روي آن نشسته ، فرشي ديده نمي شود. عرض كردم : اي امير اهل ايمان مگر شما فرمانرواي مسلمانان نيستيد ؛ مگر بيت المال در اختيارتان نيست؟ نمايندگان دولت ها بر شما وارد مي شوند در حالي كه در محل سكونت شما جز قطعه حصيري چيز ديگري مشاهده نمي شود
امام فرمود: اي سويد، انسان عاقل در خانه انتقالي لوازم واثاث نمي آورد وحال آن كه خانه هميشگي (سراي جاويدان) در پيش روي اوست.ما زندگي ولوازم وامكانات خود را به آنجا انتقال داده ايم وبه زودي به آن دار قرار خواهيم رفت
چه نيكو سروده آن شاعر شيرين سخن كه
مقصد زكاخ وصفه وايوان نگاشتن
كاشانه هاي سر به فلك برافراشتن
گلهاي رنگ رنگ ودرختان ميوه دار
درباغ وبوستان ز سر شوق كاشتن
داني كه چيست؟ تا به مراد دل اندر آن
يك لحظه دوستي بتوان شاد داشتن
ورنه چگونه مرد عاقل بنا كند
از خاك ، خانه اي كه ببايد گذاشتن
حضرت علي (ع) درباره حضرت عيسي (ع) فرموده اند:او سنگ را بالش قرار مي داد . لباس خشن مي پوشيد .نان خشك مي خورئ،خورشش گرسنگي،چراغ شبهايش ماه،مسكنش در زمستان مشرق ومغرب آفتاب بود(صبح ها در جانب مغرب وعصرها ئدر جانب مشرق روبروي آفتاب قرار مي گرفت) مركبش پاها وخادمش دستهايش بود
خانه استاندارد مدائن(سلمان فارسي)
سلمان فارسي ، صحابي پارساي پيامبر اكرم (ع) وفرمانرواي مدائن ، خانه نداشت وهر جا بود زير سايباني فرود مي آمد.مردي به او گفت : آيا براي تو خانه اي بسازم كه از تابش آفتاب وسختي سرما در امان باشي؟ جواب داد ؛ چون آن مرد خواست برود ،سلمان وي را فراخواند و گفت: آن را چگونه ميسازي؟گفت: چنان ميسازم كه اگر برخيزي سرت به سقف آن برخورد كند واگر در آن دراز بكشي پاهايت از هر سو به ديوار برسد .سلمان گفت : آري همين گونه بساز
خانه شهيد مدرس
خانه اي كه مدرس در آن ديده به جها گشود ،در محله دشت زواره واقع شده است. بنايي است از خشت وگل وعاري از هرگونه تكلفات.او پس از پايان تحصيلاتش در نجف به اصفهان آمد ودر منزلي استيجاري اقامت نمود، تا اين كه شترداران مهياري وشهر ضايي نذر كردند اگر سفر خود را به سلامتي طي كنند از كرايه هر شتر يك ريال جمع كرده خانه اي براي مدرس خريداري نمايند.با اين پول ، كه به 1700 ريال بالغ گشت منزل مخروبه اي در نزديكي بازار اصفهان، سراي معروف به ساروتقي خريداري شد. در اين كلبه كوچك ،شهيد مدرس براي خود اتاقي در نظر گرفت وشروع به تهيه مصالح ساختماني براي احياي اين بنا نمود.براي تهيه گل كارگري اجير كرد وخود به خشت زني پرداخت. فرزندش مي گويد: آقا خشت مي زد ووقتي نيمه خشك مي شد ما جمع مي كرديم تا كاملا خشك شود بدين ترتيب مدرس دو اتاق احداث نمود.پس از بازسازي ومرمت اين خانه مخروبه وآماده نمودن آن براي سكونت ، زن وفرزندان را در روستاي اسفه،از توابع شهر رضا ساكن بودند ، به اصفهان آورد وزندگي ساده اي را در اين منزل شروع كرد چون مدرس به عنوان عالمي طراز اول ومجتهدي پرآوازه از سوي مراجع عظام وقت به مجلس شوراي ملي معرفي شد،به آبادي اسفه رفت وخانه موروثي خويش را به ساختن حمام اختصاص داد وآسياب روستا را تعمير وداير كرد وبا همان گاري باركشي كه براي تهيه آجر وسنگ تهيه كرده بود به تهران عزيمت نمود.در اين شهر دوستانش دو اتاق پيدا كردند كه اجاره يكي سي ريال واجاره ديگري سي وپنج ريال بود.مدرس بدون آنكه از نزديك اين اتاق ها راببيندآن را كه اجاره كمتري داشت برگزيد.گفتند اتاق سي وپنج ريالي امكانات بهتري داردو... گفت من همين يكي را انتخاب مي كنم.چيزي كه استقلال عقيده واراده را تهديد مي كند نياز است؛من نمي خواهم به كساني يا افرادي محتاج باشم زيرا نوكري مي آورد .مي خواهم زبانم براي بيان حقايق ودفاع محرومان با باشد شبي منزل مدرس مورد دستبرد سارقان قرار گرفت.بدين جهت محل مذبور را ترك نمود وبه خيابان شاه آباد رفت ودرمنزل مردي به نام عبداكريم مسكن گزيد .سيد حسن مدرس در خانه مشهدي عبدالكريم يك اتاق جنب راهرو براي بيروني واتاق ديگر براي مسكن زن وپسر شش ساله اش بيشتر نداشت. ديوارهاي داخلي اتاق او كاه گلي بود وگليم فرسوده اي فرش آن را تشكيل مي داد . در اتاق مذبور ، كه حدود 24 متر مربع مساحت داشت ملاقات كنندگان اعم از وزير،وكيل وافراد عادي وارد مي شدند ومسايل خود را مطرح مي كردند
حقوق وكالت شهيد مدرس ماهي صد تومان بود كه بيش از سي تومان آن را استفاده نمي كرد ومابقي آن در صندوق اداره مباشرت مجلس مي ماند .چون عيالش (دختر عبدالكريم) مرحوم گرديد وعبدالباقي هم جواني شده بود كه نياز به خانه اي مستقل داشت،با مانده آن پول ومقدار ديگري كه قرض نمود خانه اي دو قسمتي در كوچه ميرزا محمود(خيابان برق سابق تهران) خريد كه بخشي از آن را تعمير كرد وفروخت واز بهايش قرض خود را پرداخت ومازاد آن را صرف تعميرات ديگر رسانيد.از آن زمان تاكنون ، اين كوچه وآن خانه را به نام مدرس مي شناسند . خانه مذبور توسط ميراث فرهنگي شناسايي وثبت تاريخي گرديده است ودر محله عودلاجان تهران قراردارد امام خميني در باره مدرس فرموده اند: مدرس يك انسان بود ووضع زندگيش آن بود كه شما شنيده ايد ومن ديده ام.وقتي كه وكيل شد با يك گاري تك اسبي به تهران آمد .منزلش از نظر ساختمان محقر بود.،زندگي او پايين تر از زندگي مردم عادي بود.دكت مياسپو ، مستشار ماليه ورئيس خزانه داري كه در سال 1351 ه ق در استخدام دولت ايران بود مي گويد: مدرس در خانه اي ساده زندگي مي كند... غير ممكن است كسي در ملاقات با او تاثير سادگي ، هوش وقدرت رهبريش قرار نگيرد
اقامت گاههاي امام خميني
امام خميني، در ابتداي تشكيل خانواده ، منزلي كوچك اجاره نمود كه اثاث آن راهمسرش خانم خديجه ثقفي (قدس ايران) آورد. اين لوازم شامل گليمي ساده ، يك دست رختخواب،چراغ خوراك پزي ، قوري،استكان، نعلبكي ويك عدد قابلمه بود، تا اين كه بعد از دو سال لوازمي كه از پدر امام به ارث رسيده بود ، آيه الله پسنديده براي امام فرستادند . اين لوازم نيز كهنه وفرسوده بودند امام در نجف نيز منزلي محقر تهيه نمود، كه در يكي از كوچه هاي شارع الرسول ، قرارداشت.اين خانه را حاج شيخ نصرالله خلخالي براي ايشان تهيه نموده وبرخي طلبه ها وعده اي از مردم به سفارش وي لوازمي چون فرش كهنه ، گليم مندرس ، سه -چهار دست رختخواب ،وسايل چاي براي پذيرايي از مراجعين ، تدارك ديدند چون آشپزخانه اي كوچك داشت ديگ غذا را در حياط قرار مي دادند.دو اتاق كه مساحت هر كدام دوازده متر مربع بود در پايين ودو اتاق در بالا فضاهاي اين منزل را تشكيل مي داد كه يكي از آنها قابل استفاده نبود
خبرنگار لوموند در گزارشي مي گويد : در پيچ يكي از كوچه هاي تنگ نجف مسكن آيه الله خميني قرار دارد.اين خانه همچون منزل فقيرترين افراد نجف است
خدمتكار منزل امام در نجف (نادعلي) مي گويد: سقف يكي از اتاق هاي منزل اجاره اي امام در نجف ترك خورده بود وخاك مي ريخت .يك روز به آقا گفتم اجازه بدهيد اين سقف را تعمير كنيم
فرمودند: لازم نيست ، مفداري كهنه لاي شكاف بگذار.
دكتر محمود بروجردي مي گويد: يك روز بعد از ظهر كه در بيت امام در جماران بودم حاج مصطفي كفاش زاده از من خواست كمك كنم حياط خانه را متر كند
پرسيدم براي چي؟
گفت: مي خواهم براي بالاي حياط خانه سقف برزنتي بزنيم تا در روزهاي باراني وقتي امام مي خواهند از حياط كوچك منزل بگذرند وبه حسينيه بروند خيس نشوند ونيازي به چتر نباشد.رفتيم داخل خانه ومشغول متر كردن شديم .امام ما را ديدند .سئوال كردند چه كار مي كنيد؟ماجرا را برايشان نقل كردم نگاهي به من كردند وفرمودند: همين جوري آدم يواش يواش طاغوتي مي شود
محل سكونت مقام معظم رهبري
منزل پدري مقام معظم رهبري ،آيت الله خامنه اي ،با مساحت حدود 70 متر مربع در محله فقير نشين مشهد قرار داشت، كه منحصر به يك اتاق وزيرزمين بود.هنگامي كه براي سيد جواد-پدر ايشان- ميهمان مي آمد اهل خانه به زير زمين مي رفتند . بعدها عده اي از علاقه مندان براي ايشان زمين كوچكي در كنار اين منزل خربدند ودر آن دو اتاق ساختند وبدين گونه خانه ايشان داراي سه اتاق گرديد مقام معظم رهبري در مراحل بعدب زندگي ودر دوران مسئوليت هاي سياسي اجتماعي در خانه اي سكونت داشتند كه از هرگونه امكانات رفاهي ويژه وتشريفات خاص بي بهره بود وبين محل سكونت ايشان واقشار عادي مردم فاصله اي احساس نمي گرديد.از قول ايشان نقل شده كه همه اسباب واثاثيه منزل او(بجز كتابهايش) در يك وانت بار جا مي شود
خانه رئيس جمهور شهيد ، محمد علي رجايي
شهيد رجايي وقتي از قزوين به تهران آمد نخست در محله خاني آباد،بعد در خيابان ري وسپس در خيابان فرهنگ وسرانجام در چهارراه عباسي ، در جنوب تهران ، مستاجر بود، تا آن كه برادرش موفق به خريد خانه اي كوچك در چهارراه رضايي شد ودر آنجا ساكن شدند.همسرش مي گويد وقتي قرار شد براي تشكيل زندگي مشترك با هم گفتگويي داشته باشيم ، در اتاقي كه ايشان اقامت داشتند رفتم.يك ميز با چند صندلي وچراغ علاءالدين لوازم زندگي او را تشكيل مي داد. كف اتاق نيز با زيلويي فرش شده بود ، به من گفتند تمام دارايي من همين است؛ به اضافه تعدادي كتاب . شهيد رجايي تا پايان عمر در اين خانه زندگي كرد آري خانه عالي ترين مقام اجرايي كشور در كوچه پس كوچه هاي جنوب تهران قراردارد. خانه اي قديمي در يك طبقه كه ديوارهاي بيروني آن از يك طرف با كاه گل واز سوي ديگر با آجرهايي فرسوده خودنمايي مي كند وچون آدمي به داخل اين خانه پا مي گذارد احساس مي كند به خانه يكي از افراد معمولي وحتي محروم قدم نهاده است.در آغاز مسئوليت نخست وزيري اش يك نقاشي ساده به خانه مزبور حالت داد وتا حدودي كاستي ها وفرسودگي هاي آن را پنهان ساخت يكي از مسئولين نقل كرده اولين باري كه به خانه رجايي رفتم زمستان 1359 بود . همانجا گفتم مگر يك بخاري در خانه شما نيست ؛ ما كه داريم از سرما مي لرزيم ، مگر شما به اندازه افراد عادي نفت نمي گيريد! تابستان هم كه رفتيم از شدت گرما حالت خفگي به آدم دست مي دادهمسرش مي گويد ، به دليل خطرات ناشي از ترورهاي منافقين ناگزير شديم تابستان پنجره اتاق ها را مسدود نماييم ، از اين جهت محل سكونت ما بيش از گذشته گرم بود.شهيد رجايي در تعاوني محل براي دريافت يك دستگاه كولر ثبت نام كرده بود يك روز مشاهده كرديم كولري آوردند ومي خواهند آنرا نصب كنند.به رجايي تلفن كردم وپرسيدم شما گفته ايد كولر بياورند؟ جواب داد قبول نكنيد وآنرا برگردانيد.بعدهادر مصاحبه اي توضيح داد، اگر قرار است كولري داشته باشيم مثل بقيه مردم بايد در نوبت قرار گيريم واگر مقرر گرديد كولر به من داده شود به دليل مسئوليتي كه دارم بايد آخرين نفري باشم كه اين وسيله را دريافت مي دارم . خانه شهيد رجايي به موزه تبديل گرديده.

